یکی از حقوق مومنین بر ما آن است که خیرخواهشان باشیم
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری:
یکی از حقوق مومنین بر ما آن است که خیرخواهشان باشیم
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری گفت: یکی از حقوق واجب انسان مومن نسبت به دیگران، حق نصح و خیرخواهی است تا در حضور یا غیاب او برای خیرخواه باشیم.
چهارشنبه 28 بهمن 1394
تعداد بازدید: 1105 مرتبه

به گزارش روابط عمومی سرچشمه، جلسه دیگری از شرح مضامین هشتمین دعای مبارکه صحیفه سجادیه با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علی اکبری، رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد، در مجموعه یادمان شهدای هفتم تیر (سرچشمه) برگزار شد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علی اکبری در این جلسه به بیان مضامین عبارت «اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِن... وَ نَعُوذُ بِکَ أَنْ نَنْطَوِیَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ» پرداخت و گفت: امام زین العابدین (ع) در این دعای مبارکه می فرماید که «خدایا به تو پناه می‌بریم از این که در دل خیال فریب کسی را بپروریم». بنابراین خلوص و یکرنگی نسبت به اهل ایمان یکی از حقوق آنها بر عهده ما محسوب می شود.

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری را مرور می کنیم:

- «ننطوی» به معنای درون خویش مخفی نگه داشتن است. غش نیز به معنای خیانت است. و عبارت «اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِن... وَ نَعُوذُ بِکَ أَنْ نَنْطَوِیَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ» به این معنا است که انسان نه تنها نسبت به دیگری خیرخواه نباشد بلکه دچار خیانت شود و در رابطه با دیگری نیرنگ به کار ببرد. پس از اینکه این حالت نسبت به هر کسی باشد به خدا پناه می بریم.

- اهمیت مسئله دورنگی و عدم خلوص در برابر دیگران به دلیل ارتباط ما با دیگران بوده و آغاز یک سکوت همه جانبه پنهانی است و در عین حال مخفیانه و ظریف است که اگر به وقت خودش معالجه نشود، بنیان های سعادت شخص را به مخاطره می اندازد. بسیاری از عدم موفقیت ها و فقرها به همین مسئله برمی گردد و انسان منشاء آن را نمی داند.

- آنچه که خداوند در رابطه بین ما و سایر انسان ها و به خصوص مومنین می پسندد، رابطه ای زلال، شفاف، مصفا، نورانی و خالی از هر نوع ناخالصی و نیرنگ بوده و بلکه سرشار از خلوص است. حضرت امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه رابطه ما با دیگران را در نامه 53 خطاب به مالک اشتر بر دو مبنا تعریف فرموده اند: « وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَةِ وَالمَحبّةَ لَهُم وَاللُّطفَ بِهِمْ وَ لا تَكُونَنَّ عَلَیهِمْ سَبُعاً ضاریاً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفانِ إمّا أَخٌ لَكَ فِى الدِّینِ أَوْ نَظِیرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ؛ دل خود را سرشار از مهر و محبت و لطف با رعیت ساز، و بر آنان چون حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا آنان دو گروهند: یا برادران دینی تو هستند و یا همنوعان تو در آفرینش.» در هر صورت آنچه که پسندیده است آن است که ارتباط انسان با دیگران تنظیم شود و باید به طور کلی این ارتباط بر اساس خیر و محبت باشد. 

- قلب انسان مومن به ولایت الهی متصل است و به همین دلیل فضای گشاده، مفتوح، وسیع، فصیح و بسیار گسترده دارد که در واقع شعبه ای از لطف و رحمت بی پایان رحمت پروردگار متعال است. به همین دلیل طبع و فطرت انسان مومن که در اثر ایمان صیقل یافته، بسیار لطیف، زیبا، نورانی و طاهر است و هرچه که ایمان انسان افزایش پیدا کرده و انسان در مراتب ایمان بالاتر رفته و به حضرت حق مقروب تر و اتصال دیدتری به اسماء الحسنا پیدا می کند، دل او نسبت به دیگران مانند آینه زلالی می شود که پرتو الهی بر او می تابد و منعکس می شود.

- خداوند متعال درباره پیغمبر اکرم (ص) که مصداق تام انسان کامل است،  می فرماید: « فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ؛ به موجب رحمتی که خداوند به تو عنایت کرد، برای آنان نرم شدی و اگر خشن و تندخو بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند» بنابراین رحمت الهی از طریق رسول اکرم (ص) بر انسان های دیگر می تابد. در واقع انسان مومن چنین ظرفیتی برای تابش رحمت الهی به انسان های دیگر دارد و بنابراین هرچه ایمان انسان بالاتر برود، نسبت به دیگران زلال تر و صاف تر شده و نسبت به دیگران خیرخواه تر و مهربان تر می شود.

- معیار سنجش ایمان، از یک سو صفا و طهارت و از سوی دیگر نصیحت و خیرخواهی است.

- انسان مومن در مواجهه با دیگران، خود را می بیند. پس آنچه که برای خودش دوست داشته و می پسندد برای دیگران هم می پسندد و آنچه را که برای خود دوست ندارد و نمی پسندد برای دیگران هم نمی پسندد. این زلال و صادق بودن در معاشرت با دیگران اصل اول در مواجهه با دیگران محسوب می شود. به این ترتیب انسان مومن در رابطه با دیگران صادق است. چنین ارتباطی در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام «نصح» نام دارد که عبارت از خلوص، صفا و یکرنگی است که سرریز خیر و رحمت است.

- نصح و خیرخواهی مراتبی دارد که حداقل آن عبارت است از فضای خلوص و پاکی، به این معنا که انسان در مواجهه با دیگران آینه سان بوده و خدعه و ناخالصی ندارد. در مرتبه بالاتر به خیرخواهی برای دیگران می رسد که مراتب پیدا کرده و از خواستن به دل و نیت است. به این صورت که برای دیگران خیر بخواهیم شروع شده و تا خیرخواهی به زبان، به عمل نیز تسری پیدا می کند. البته یکی از حقوق واجب انسان مومن به سایر مومنین حق نصح و خیرخواهی است.

- علما، صلحا و انبیای الهی در عالی ترین سطح صفت نصح هستند. همان طور که بارها تاکید می کردند که «انی ناصح امین» یعنی طمعی نسبت به دارایی شما ندارم.

- عالی ترین جلوه های نصح بین انسان و ولی خداست و در مورد ولی امر گفته شده که حق واجب نسبت به ولی امر، نصیحت و خیرخواهی است: «النصیحة لائمة المسلمین» یعنی آحاد مسلمانان و مومنین نسبت به مرکز امامت و ولایت با تمام وجود خیرخواه او بوده و ولی را در اجرای احکام الهی یاری کنند. البته این امر مراتبی دارد، از جمله اینکه اگر انسان اشکالاتی در کارگزاران دید، اشکالات را به ولی امر منتقل کند.

- انسان مومن در مرحله بالاتر، می رسد به جایی که به جز خدا نبیند. چون خلق را فانی و همه را آیه و نشانه خدا می بیند.

- نصح و خیرخواهی از قلب و ضمیر انسان مومن طلوع کرده و در قالب نیات خیر و مصلحت برای دیگران تصویر سازی شده و انسان مومن دائما در ذهن خود تصاویری از خیر برای دیگران دارد. در واقع نصح از قلب مومن می جوشد و در قالب نیات خیر و مصلحت برای دیگران صورت بندی شده و تصویرهای ذهنی متنوعی از انواع و اقسام خیر برای دیگران در ذهن خود تولید کرده و پس از تصدیق، به مرحله انگیزه و عزم می رسد تا شخص برای اهل ایمان و آحاد انسان ها واسطه و مباشر برای خیررسانی شود. لذا وجود انسان مومن، وجودی نفاع و بسیار مفید است، چراکه دائم در حال نقشه ریزی برای خیررسانی به دیگران است.

- باید دقت داشت که انسان تلاش کند هرچه زودتر به درجه نصح برسد و از عمر خود به بهترین وجه بهره بگیرد.

- طبق عبارت شریف « نَعُوذُ بِکَ أَنْ نَنْطَوِیَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ» نقط مقابل نصح و خیرخواهی، غش است. یعنی وجود رگه های ناخالصی در درون انسان در رابطه با دیگران که در رفتار و نگاه ما نسبت به دیگران تاثیر می گذارد و خود را در رفتارها نشان می دهد. غش نوعی بد اندیشی و بدخواهی برای دیگران است که با قسمی از خدعه و نیرنگ همراه می شود.

- امام سجاد (ع) تاکید فرموده اند که: « نَعُوذُ بِکَ أَنْ نَنْطَوِیَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ» یعنی بدخواهی نسبت به دیگران را در وجود خود پنهان نکنیم تا در شرایط لازم به او ضربه بزنیم. هرچه غش افزایش یابد مصیبت و بدبختی آن بیشتر است. زیرا کمترین حد آن اگر در دل ایجاد شود، اثر وضعی بسیاری دارد که عوارض سوء بسیاری خواهد داشت.

- علت غش و ناخالصی در خیرخواهی برای دیگران، این است که دل ناخالص و نیرنگ باز درست در نقطه مقابل خواست الهی قرار گرفته است. لذا نوعی بیماری به شدت هلاک کننده و سریع در وجود انسان ایجاد می شود.

- شخص غاش و بدخواه، در تصویر خیالی خود می خواهد به دیگران ضربه بزند، اما در واقع این خصلت تمام فطرت خودش را از بین می برد.

- زمینه ها و ریشه های شکل گیری بدخواهی برای دیگران نیز باید بررسی شود. چون انسان بدخواه مرتب مشغول طراحی برای دیگران است و این حالت عمدتا به غفلت و بی مراقبتی و خلاء ذکری مربوط است. در واقع انسان مومن شرح صدر دارد، اما در نقطه مقابل انسان در اثر ارتباط با دنیا دچار ضیغ می شود که درنهایت از این حالت دچار کینه می شود.

- نبخشیدن دیگران در اثر بدی دیدن، نشانه کوچکی انسان است که نشان دهنده تنگنای شخصیتی است که گره های روانی را شکل می دهد و انسان درصدد توطئه و نیرنگ خواهد بود تا روزی به ازای بدی ای که دیده، جبران کند و به او ضربه بزند.

- در فرایندهای تربیتی، نوع ترتیب خانوادگی و مداخله های غیر صحیح تربیتی در ریشه های غش درونی تاثیر بسیاری دارد. یعنی انسان گاهی در مواجه با فرزندان خود آموزش دغلبازی و غش و فریب می دهد با این گمان که این کار صحیحی است.

- آثار و عوارض غش و بدخواهی برای دیگران بسیار است، از جمله اینکه نورانیت و طهارت فطری از دست رفته و به بافت فطری و اندام های روحانی و روانی ایجاد می شود. اگر برای انسان مومنی بدخواهی کنیم، قطع رحم معنوی اتفاق می افتد. چون «انما المومنین الاخوة» یعنی خداوند متعال بین مومنین عقد اخوت خوانده اما غش، قطع رحم است که به قطع ما از ساحت قدس می انجامد. حضرت امیرالمومنین (ع) در این حالت می فرماید: «لیس منا» یعنی کسی که کینه مومن و دوستدار اهل بیت علیهم السلام را در دل خود می پروراند و درصدد ضربه زدن به اوست، از ما نیست.

- در قرآن کریم درباره غش و بدخواهی برای انسان های مومن تاکید شده است که: «و يقطعون ما امراللَّه به اَن يوصل» البته این کار مراتبی دارد که هر چه مراتب خدعه و نیرنگ وسیع تر شود، به قطع کلی می انجامد. همان طور که حضرت عبدالعظیم (ع) از امام رضا (ع) نقل کرده که قصد کردند بر کسی که در صدد ضربه زدن به مومن بوده، نفرین کنند.

- به هر نسبت که از ولایت الهی قطع شویم، به ولایت شیطان وصل شده و تحت ولایت طاغوت قرار می گیریم. به همین دلیل کسی که در کار مومنین غش می کند، با یهود محشور می شود و این نکته در روایات اهل بیت علیهم السلام تاکید شده است. همان طور که امروزه هم عده ای در خدمت رژیم صهیونیستی هستند.

- هر اندازه که انسان گرفتار بدخواهی درونی شود، برکت از رزق و معیشت او گرفته شده و گرفتار تنگناهای معیشتی می شود. همچنین در زمینه اجتماعی تفرقه ایجاد کرده و دستیار شیطان می شود. فشار درونی، ترس و نگرانی دائمی نیز در این حالت به وجود می آید و در عین حال شخص دچار نفاق می شود.

- در روایات از ما محض اخلاص و نصح درباره دیگران خواسته شده است، یعنی هر مقدار ناخالصی باشد آسیب زننده است، چه رسد به اینکه انسان برای دیگری نقشه بکشد.

- پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: « «لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً» به این معنا که هر کسی که برای مسلمانی کینه کند یا به او خیانت کند، از ما نیست.

- اگر کسی در خرید و فروش دغل کند، پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که او از ما نیست: « مَن غَشَّ مُسلِما في شِراءٍ أو بَيعٍ فليسَ مِنّا ، و يُحشَرُ يومَ القِيامَةِ مَع اليَهودِ ؛ لأنَّهم أغَشُّ الخَلقِ لِلمُسلِمينَ؛ هر كس در خريدن يا فروختن با مسلمانى دغلكارى كند، از ما نيست و روز قيامت با يهود محشور مى شود؛ زيرا يهود دغلكارترين مردم نسبت به مسلمانان هستند.»

- پیغمبر اکرم (ص) سه بار فرمودند «الا و من غش اخاه المسلم نزع الله بركه رزقه و أفسد عليه معيشه و وكله الي نفسه ؛ هر كس به برادر ديني خويش خيانت نمايد خداوند بركت را از روزيش برمي دارد و زندگيش را ويران مي سازد و او را به خودش وا مي گذارد و شفاعتي از او نخواهد شد.»

- برای معالجه بدخواهی برای دیگران باید شناخت و معرفت پیدا کنیم. در حین حال انسان باید به خودش مراجعه کند و هر اندازه ناخالصی بین خودش و برادر و خواهر مومن احساس کرد، آن را دست کم نگیرد. توجه شود به این که بیماری های جوانحی به مراتب خطر بیشتری به بیماری های جوارحی دارد. پس انسان برای کشف رگه های ناخالصی از خداوند کمک گرفته و به خود مظنون باشد.

- پشت سر برادر مومن خود دعای خیر کند و عملی و زبانی خیرخواه او باشد تا شیطان را به زانو در آورد. در این مسیر از اولیای خدا کمک گرفته و اتصال به سیره اولیا و توسل به شخص پیامبر اکرم (ص) در این زمینه بسیار کمک کننده است. داروی شفابخش برای چنین افرادی ذکرالموت است.

- خداوند متعال در سورعه اعراف آیه 200 می فرماید: « وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَميعٌ عَليمٌ؛  و هر گاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد ، به خدا پناه بر که او شنونده و داناست » و در آیه 205 این سوره می فرماید: « وَ اذْکُرْ رَبَّکَ في‏ نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلينَ؛ پروردگارت را در دل خود ، از روی تضرع و خوف ، آهسته و آرام ، صبحگاهان و شامگاهان ، یاد کن و از غافلان مباش.» چنین روشی راهکار بسیار مناسبی برای افراد است تا دل خود را نسبت به مومنین خالص کنند.