شرح حدیث اول از کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره)
توسط حجت الاسلام موسوی مطلق عنوان شد
شرح حدیث اول از کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره)
حجت الاسلام موسوی مطلق در سلسله جلسات رشد معنوی سیاسی که با هدف بازخوانی کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره) برگزار شد به شرح حدیث اول از چهل حدیث امام خمینی(ره) پرداخت.
چهارشنبه 17 مرداد 1397
تعداد بازدید: 182 مرتبه
به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی، حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق در سلسله جلسات رشد معنوی سیاسی که با هدف بازخوانی کتب ولایت فقیه و چهل حدیث امام خمینی(ره) در مسجد 72تن مجموعه سرچشمه برگزار شد گفت: امام خمینی(ره) در سن جوانی کتاب چهل حدیث را تالیف کردند، اصل کتاب در جلسه درس اخلاق ایشان بوده و بعد تقریر و در قالب کتاب ارائه شده است. شاید همان درس هایی باشد که علامه شهید مطهری می فرمود که چهارشنبه ها درس اخلاق امام میرفتیم و تا هفته بعد سرمست این موضوعات بودیم.

وی افزود: ساواک این کتاب را گرفت و من از یکی از بزرگان شنیدم که یکی از مراجع تقلید از کنار دستفروشی رد میشده و می بیند که یک کتاب خطی در بساط بوده که خط امام است و می گیرد و آن کتاب با عنوان های مختلف از جمله جهاد با نفس منتشر شده است.

حجت الاسلام موسوی مطلق با بیان اینکه بحث اربعین نویسی بین علما مرسوم بوده و عموما چهل حدیث را می نوشتند کفت: در حدیث اول امام(ره) سلسله اجازات خود را آورده است. در بین بزرگان چند نوع اجازه نامه وجود دارد، یکی در امر اجتهاد است یعنی اینکه دیگر تقلید برای این فرد جایز نیست، یک اجازه در امور حسبیه است که فقیه لازم است اذن بدهد و به افرادی این اذن را می دهند و یک اجازه درباره نقل روایت است. در دادن این سلسله اجازات علما بسیار سخت گیر بودند و سلسه اجازات امام خمینی(ره) با 38 واسطه به امام معصوم می رسد.

وی با اشاره به معنی اولین حدیث گفت: پیغمبر اسلام لشکری را برای جنگ فرستاد، وقتی برگشتند تعدای از رزمندگان نزد پیامبر آمدند و ایشان فرمودند مرحبا به قومی که جهاد اصغر به جا آوردند و بر شما باد به جهاد اکبر. پرسیدند یا رسول الله، جهاد اکبر چیست که پیامبر فرمود جهاد با نفس.

حجت الاسلام موسوی مطلق ادامه داد: حضرت امام در شرح این حدیث که در وسائل الشیعه شیخ حر عاملی نیز آمده است می فرماید «‏‏بدان که انسان اعجوبه ای است دارای دو نشئة و دو عالم: نشئه ظاهر ملکیه دنیویه که آن بدن او است، و نشئه باطنه غیبیه ملکوتیه که از عالم دیگر است. و نفس او، که از عالم غیب و ملکوت است، دارای مقامات و درجاتی است که به طریق کلّی گاهی تقسیم کرده اند آن را به هفت قسمت‏‎، و گاهی به چهار قسمت‏‎‎‏، و گاهی به سه قسمت‏‎، و گاهی به دو قسمت‏‎. و از برای هر یک از مقامات و درجات آن جنودی است رحمانی و عقلانی، که آن را جذب به ملکوت اعلی و دعوت به سعادت می کنند، و جنودی است شیطانی و جهلانی که آن را جذب به ملکوت سفلی و دعوت به شقاوت می کنند. و همیشه بین این دو لشکر جدال و نزاع است، و انسان میدان جنگ این دو طایفه است: اگر جنود رحمانی غالب شد، انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلک ملائکه منخرط، و در زمره انبیا و اولیا و صالحین محشور است، و اگر جنود شیطانی و لشکر جهل غالب آمد، انسان از اهل شقاوت و غضب است، و در زمره شیاطین و کفار و محرومین محشور است. و چون در این اوراق بنای تفصیل نیست، به بعضی مقامات نفس اشاره کرده و وجوه سعادت و شقاوت آن را اجمالا بیان نموده، کیفیت جهاد نفس را در آن مقام بیان می کنیم. إن شاء الله..» منخرط یعنی آراسته و درست شدن و این برای ملائکه بطور فطری وجود دارد یعنی جنس شان ملکوتی محض است.

این سخنران محافل مذهبی گفت: در فصل اول و مقام اول نفس، امام می فرماید «بدان که مقام اوّل نفس و منزل اسفل آن، منزل «ملک» و ظاهر و دنیای آن است، که اشعه و انوار غیبیه آن در این بدن محسوس و بنیه ظاهره تابیده و او را زندگانی عرضی بخشیده و تجییش جیوش در این بدن کرده، و میدان جنگ آن همین بدن است، و قوای ظاهره آن، لشکر آن است که در اقالیم سبعه ملکیه، یعنی گوش و چشم و زبان و شکم و فرج و دست و پا، بسط پیدا کرده. و تمام این قوای منتشره در‏ ‎‏این ممالک سبعه در تحت تصرف نفس است به مقام «وهم»، زیرا که و هم سلطان قوای ظاهره و باطنه نفس است. پس اگر وهم حکومت نمود در آنها به تصرف خود یا شیطان، این قوا جنود شیطان گردند و مملکت در تحت سلطنت شیطان واقع شود، و لشکر رحمان و جنود عقل مضمحل گردند و شکست خورده رخت از نشئه ملک و دنیای انسان در کشند و هجرت نمایند، و مملکت خاص به شیطان گردد. و اگر وهم در تحت تصرف عقل و شرع در آنها تصرّف نماید و حرکات و سکنات آنها در تحت نظام عقل و شرع باشد، مملکت رحمانی و عقلانی شود و شیطان و جنودش از آن رخت بربندند و دامن درکشند. پس جهاد نفس که جهاد بزرگ است، و از کشته شدن در راه حق تعالی بالاتر است، در این مقام عبارت است از غلبه کردن انسان بر قوای ظاهره خود، و آنها را در تحت فرمان خالق قرار دادن، و مملکت را از لوث وجود قوای شیطان و جنود آن خالی نمودن است.‏»

حجت الاسلام موسوی مطلق در همین زمینه گفت: قدما زمین را به هفت بخش تقسیم می کردند، هر بخشی یک اقلیم بود و هر کدام را مرتبط با یک ستاره می دانستند، مثلا خراسان به شمس و بلخ به قمر که البته امروز اقالیم سبعه طبق نظر قدما نیست، بلکه طبق هوا و جو آن تقسیم شده است اما در نظر عرفا اقالیم سبعه ملکیه دارند و اقالیم سبعه ملکوتیه.

وی افزود: این بیان حضرت امام را اگر کسی بخواهد متوجه شود باید حوزه قدرت شیطان را بداند. خطبه هفتم نهج البلاغه امیرالمومنین(ع) در این باره می فرماید که حوزه شیطان تا کجا می تواند پیش برود.

حجت الاسلام موسوی مطلق در ادامه گفت: در نگاه اول هر چیزی که لباس وجود می پوشد، موجود است و در نگاه اول مخلوق و سربازان خدا هستند منتها برای برخی فرصت و برای برخی تهدید می شود. در نتیجه جهاد نفس، جهاد بزرگ است و از کشته شدن در راه حق تعالی بالاتر است. یعنی مجاهدی که با نفس در حال مبارزه است، ارزشش از آن که  در میدان جهاد اصغر است بالاتر است. لذا مرحوم علامه طهرانی در رساله لب الباب این موضوع را مطرح می کند که در آیه "وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ" این حیات فقط مخصوص کشته شدن در جهاد اصغر نیست و در جهاد اکبر هم هست.

این سخنران محافل مذهبی در این زمینه گفت: وقتی می گویند جهاد اکبر یعنی شیطان و جنودش را از تمام وجود خالی کردن، زیرا اگر شیطان در وجود آدمی قرار بگیرد مثل خون در بدن آدمی می دمد. این مقام اولی است که حضرت امام بیان می کند، بعد شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی را تفکر عنوان می کند که در جلسه آینده به آن می پردازیم.

انتهای پیام//