X

جلسات هفتگی

تاریخ انتشار: ﺳﻪشنبه 29 مرداد 1392
مشروح تفسير دعاي چهل و پنجم
متن كامل جلسه چهاردهم

  مشروح تفسير دعاي چهل و پنجم

متن كامل جلسه چهاردهم شرح صحيفه سجاديه توسط حجت الاسلام والمسلمين حاج علي اكبري
امتیاز: Article Rating

حالا ما بی خبر هستیم ولی این خبرها را صادق مُصَدَّق به ما داده، از آن طرف کسی با ما صحبت نمی کند، از اینهایی که رفتند دیگر از دسترس ما خارج شدند، کجا  هستند، در چه شرایطی هستند؟ امّا صادق مُصَدَّق به ما خبر داد که آنها الان در چه وضعی هستند، نیازهایشان چه هست؟ گرفتاری هایشان چه هست؟ مسائل شان کجا هست؟ اینها را که به ما گفتند، تفکّرِ درباره ی آن مسیر و شرایط زندگی آنجا و شرایط سخت اش است که به شما می گوید اینجا باید چه کنید، مخصوصاً اگر رسیدید به ماه مبارک رمضان، این لحظاتی نیست که کسی بتواند با آن عادی برخورد کند، چون تأمین کننده ی توشه ی سفر ابدی شما است و ما باید دائم روی این کلمه ی ابدیّت تأمّل کنیم، این می سازد انسان را، البتّه یک جمله ای هم باز امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در نهج البلاغه دارند، در آن جمله ی دیگر فرمودند حالا خوب است که شماها خبر ندارید، اگر می دیدید، لَو آیَنتُم، اگر می دیدید آنچه را که درگذشتگان دیدند، اگر می دیدید آن چیزهایی را که کسانی که از دنیا رفتند دیدند، اگر شما می دیدید، دیگر اصلاً در شهرها بند نمی شدید که، اصلاً زندگیتان مختل می شد، اگر آن چیزهایی را که مسافران سفر ابدیّت دیدند، به شما نشان می دادند و شما مشاهده می کردید دیگر شما در خانه هایتان بند نمی شدید، در شهرها بند نمی شدید، شما دیگر در کوه ها و در بیابانها و سر قلّه ها باید پیدایتان می کگردند، دیگر، لذا به حکمت پروردگار متعال بین شما و آن عالم حجابی قرار گرفته تا شما ضمناً بتوانید اینجا زندگی کنید والّا کسی زندگی نمی توانست بکند، اگر پرده کنار برود؛ امّا خبری که به ما داند، خود این انسان را بی قرار می کند، تأمّل روی آن مسئله.

حالا بر می گردیم به دعای چهل و پنجم، پس این سلام ها است، که شما قرار شد سلام ها را بخوانید و در مضامین اش تأمّل بفرمائید، که در ضمن این بیست سلام، به بعضی از دستاوردهای ماه مبارک رمضان هم اشاره می شود، به بعضی از برکات و آثارش هم اشاره می شود، شبیه اینکه مثلاً خطاب به ماه رمضان گفته می شود که چقدر گناه ها در تو کم شد، چقدر دل ها در تو نرم شد، رقَّت فیهِ القلوب، وَ قلّت فیهِ الذّنوب، مثلاً، از این قبیل؛ چقدر آدم ها از عذاب الهی آزاد شدند، ما اکثر عتقاء الله فیک، چقدر آزاد شدند از بندِ عذاب الهی و امثال اینها، اینها در ضمن این مطالب آمده، یک بخشی اش هم واقعاً ناله ی در فراغ است، ناله هایی است در فراغ ماه مبارک رمضان که حالا این تعابیر را شما مشاهده کرده اید، چه ظرفیّت ها، چه فضیلت ها، چه زیبایی ها که از ماه مبارک رمضان هست در ضمن این سلام ها گفته می شود؛

ما قبل از ورود ماه مبارک رمضان یک مراقبتی داریم، و یک ادب است، ادبِ استقبال است و مراقبت از استقبال؛ وقتی وارد ماه مبارک رمضان شدیم یک ادبی دارد و مراقبتی دارد، که قدرشناسی از فرصت ها و استفاده ی از لحظه لحظه ها و ظرفیّت های ماه مبارک رمضان؛ وقتی ماه رمضان تمام شد، حالا یک ادبِ وداع داریم و یک مراقبت بعد از ماه مبارک رمضان را داریم که از عید سعید فطر آغاز می شود، یعنی از روز اوّل ماه شوّال المکَرّم این آغاز می شود. امام(علیه الصّلاة والسّلام) به ما اینجا ادب خداحافظی را و ادب وداع را به ضمیمه ی نکته های کلیدی در مراقبت آموزش می دهند، در همین دعای نورانی که من با اجازه تان به بعضی از این نکته ها که نکته های به نظرم مهم تری است یک اشاراتی داشته باشم. ، چون نکته ها فراوان است، فرصت ما هم کم است، حالا البتّه این دعا وقتی خوانده می شود که شما شب آخر این ماه هستید دیگر، دیگر آخرین لحظاتش است، الان ما داریم صحبت می کنیم وقتی است که  دو سه روزی از این ماه ما بالاخره فاصله گرفتیم. مطلب اوّل این است که شما خودتان را باید اهل ماه مبارک رمضان بدانید، این یک هویّت جدید و تازه است، اوّلاً خاطر دوستان باشد که این بحث قبلاً واضح شد، این سلام ها و خداحافظی ها مجازی و عرض به خدمتتان که اعتباری نیست، گاهی ممکن است اینجوری باشد که اَلسّلامُ عَلیکَ، اَلسّلامُ عَلیکَ، حالا سلام در مقام وداع هم که باشد در زبان عربی، آنجا هم می گویند اَلسّلامُ عَلیکَ، چه در استقبال، چه در وداع؛ اینها حقیقی است، چون اینجا شما توجّه دارید که با یک حقیقتِ زنده ی جذّابِ زیبایِ پر برکتِ پر نورِ پر بهجت دارید صحبت می کنید، او صدای شما را می شنود، به شما پاسخ می گوید، به شما توجّه می کند؛ ماه مبارک رمضان یک حقیقتِ حیِّ زنده ی دارای هویّت تعریف شده، دارای سیما و ویژگی های خاصِّ خودش هست، ماه رمضان این است. این را پس توجّه داریم، اینجوری نیست که خیلی خوب حالا داریم نَستَجیرُ بِالله، و امام سجّاد(علیه الصّلاةُ والسّلام) حالا دارند یک دکلمه ای در وداع با ماه رمضان می گویند، ضمناً هم حالا می گویند خداحافظ ای ماه خدا، ای ماه چه، مثلاً، نخیر، با یک حقیقتِ زنده ی حاضرِ فهیم دارند صحبت می کنند، از نظر فرهنگ قرآنی و اسلامی زمان دارای ملکوت است و به اعتبار ملکوتش حقیقتِ حیِّ زنده است. انشاالله در دعای بعدی که درباره اش صحبت خواهیم کرد من نمونه هایی را از صحیفه ی مبارکه با شما و از کلمات اولیاء خواهم گفت که امروز مثلاً، همین امروز که حالا دیگر جزء ماه رمضان هم نیست، جزء ماه مبارک رمضان هم نیست، الان دارد از دست شما خارج می شود، تا چند دقیقه ی دیگر این روز دوشنبه با همه ی ویژگی های خاصّ خودش از شما فاصله می گیرد، می دانید پایانش با شما حرف می زند، می گوید من دارم با شما خداحافظی می کنم، من دیگر شما را نخواهم دید تا قیامت، قیامت همدیگر را می بینید، همین امروز که از صبح، از اوّل ساعاتش آغاز شده تا الان که ساعات آخرش است، در اواخر ساعاتش با شما حرف می زند، می گوید من دارم می روم، شما دیگر من را نمی بینید تا قیامت، اگر با آن خوب رفتار کرده باشی به تو بشارت می دهد، اگر کسی حقّ امروز را ادا نکرده باشد، در بعضی از روایات دارد که طرف را لعنت می کند، به آن بد می گوید، می گوید تو با من بد رفتار کردی، حقّ من را نگه نداشتی، به من بی حرمتی کردی، زمان زنده است، به اعتبار ملکوتش، چنان که مکان هم زنده است به اعتبار ملکوتش؛ یَومَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخبارَها، بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَى لَهَا، شنیده‌اید دیگر؟ می گویند که اوّل صبح یا مثلاً میان روز قطعه های زمین زیر پای شما، مثلاً مسیرهای رفت و آمد، با همدیگر حرف می زنند، این به آن دیگر فخر می فروشد، می گوید کسی امروز قدم بر من گذاشت، از اینجا رد شد که یاد حضرت حق در دل او زنده بود، در حالی که تسبیح می گفت، تکبیر می گفت، حمد الهی بر زبانش بود از اینجا عبور کرد، و افتخار می کند به آن قطعه ی دیگر از زمین؛ همه ی چیز در این عالم، به اعتبار آن جلسه ی اوّلی که با شما مباحثه کردیم، دارای خزائنِ عنداللهی است و به همان اعتبار حیّ است، زنده است، ذی شعور است، منتها با همدیگر قابل  مقایسه نیستند، اصلاً مکان، فرض کنید مسجد الحرام یا آن قطعه ای که کعبه ی معظّمه هست با جای دیگر قابل مقایسه نیست، آن جایی که حرم امام(علیه السّلام) هست با جای دیگر قابل مقایسه نیست، که پیکر ولیّ خدا را در خودش جای داده؛ اینها با هم فرق می کنند،

زمان هم همینطور است، مگر ماه مبارک رمضان مثل ماه های دیگر به لحاظ عِندنا است، امّا از جهت عِندَالله اصلاً قابل مقایسه نیست، با شکوه، با عظمت، زیبا، جذّاب، الله اکبر! که شما رؤیت کردید باطناً، دل از شما برده ماه مبارک رمضان؛ خب این را باهاش خداحافظی کردیم، حالا، حضرت فرمودند الان شما در مقام وداع و خداحافظی با ماه مبارک رمضان خطاب می کنید و به پروردگار متعال، حالا شروع می کنید با خدا حرف زدن، اوّل با این ماه خداحافظی کردید، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ فَضْلِكَ الَّذى حُرِمْناهُ، وَ عَلَى‏ ماضٍ مِنْ بَرَكاتِكَ سُلِبْناهُ، آنوقت اینجوری می گویید، اَللّهُمَّ إِنّا اَهلُ هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ، وَ وَفَّقْتَنا بِمَنِّكَ لَهُ حينَ جَهِلَ الْاَشْقِيآءُ وَقْتَهُ، خطاب می کنید به خدای متعال که خدایا ما اهل این ماه شدیم، إِنّا اَهلُ هذا الشَّهر، دیگر ما رمضانی شدیم، ما یک هویّت جدید پیدا کردیم، ما با حقیقت این ماه و ملکوت این ماه که نور توست، جمال توست، بهاء توست، کرم توست، لطف توست، مغفرت توست، برکت توست، ما باهاش رفاقت کردیم، مصاحبت کردیم، عطر این ماه الان به قلب ما اصابت کرد، به ذهن ما، به فکر ما اصابت کرد، إِنّا اَهلُ هذا الشَّهر، یعنی ما یک هویّت جدیدی پیدا کردیم، این هویّت را در خودمان داریم می فهمیم، ما داریم درک می کنیم، ما یک کس دیگری شدیم، ما یک شخصیّت تازه ای پیدا کردیم، ما سر این سفره نشستیم؛ خب، البتّه  این وقتی است که خیلی ها از اشقیا و بدبخت ها اصلاً نمی فهمیدند ماه رمضان یعنی چی، چه فرقی می کند با ماه های دیگر.

بعد اینجا یک گریز زیبایی است، اَنْتَ وَلِىُّ ما اثَرْتَنا بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ، آنچه که ما از معرفت نسبت به این ماه داریم، اینها از ناحیه ی تو به ما رسیده، تو به ما لطف کردی، از ولایت تو بهره مند شدیم که پرده را کنار زدی از برابر چشم ما و حقیقت این ماه و عظمت اش و شکوه اش و بهاء و زیبایی اش را به ما نشان دادی، وَ هَدَيْتَنا لَهُ مِنْ سُنَّتِهِ، وَ قَدْ تَوَلَّيْنا بِتَوْفيقِكَ  صِيامَهُ وَقِيامَهُ... اما عَلى‏ تَقْصيرٍ ما روزه گرفتیم، برنامه به ما دادی توسّط اولیاء خودت، نقشه ی عمل در این ماه را به ما دادی، در دعای چهل و چهار خاطرتان هست دیگر؟ نقشه ی راه را به ما نشان دادی که ما در این ماه چه کار باید بکنیم، ما هم نماز خواندیم در این ماه، روزه گرفتیم، امّا عَلی تَقصیرٍ، اینجا که حالا دوتا جمله است، وَ اَدَّینا فیهِ قَلیلاً مِن کَثیر، ما یک اندکی از آن زیادِ برنامه هایی که، برنامه های زیاد و مفصّلی که باید در این ماه انجام می دادیم، ما یک اندکی اش را انجام دادیم، این جزء ادب بندگی است، ادب بندگی که انسان مؤمن خردمند هرچه که عقلش پخته تر می شود، در مقام بندگی حضرت حق بیشتر احساس تقصیر و کم گذاشتن برایش فراهم می شود، و پیوستش عذرخواهی و پیوستش توبه، از کمی ها و کاستی ها و اینها، درست نقطه ی مقابلش آن کسی است که حظِّ عقلانی کمتری دارد، دو رکعت نماز خواند، طلبکار هم می شود، اِدلال هم می کند، یک چهارتا سحر را هم که بیدار شد عُجب هم برش می دارد، درست نقطه ی مقابلش انسان به هر اندازه که عقلش کاملتر بشود به همان نسبت احساس تقصیرش در انجام وظیفه ی بندگی بیشتر غلبه می کند در وجود او. حالا ببینید جمله ی بعدی اش همین است، اَللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ اِقْراراً بِالْاِسآئَةِ، حالا حضرت شروع می کند، وَ اعْتِرافاً بِالْاِضاعَةِ، من فرصت های این ماه را اعتراف می کنم که ضایع کردم، و قلب من حکایت از این پشیمانی است که چرا من نتوانستم حق این ماه را نگه دارم، به زبانم هم صادقانه عذرخواهی جاری است دیگر، عذرخواهی می کنم، چکار بکنم؟ کاری غیر از این از من ساخته نیست، و توقّع می کنیم، با این فهم، توقّع می کنیم که خداوند تبارک و تعالی، این دیگر نگاه به آن کرم است، توقّع می کنیم به خاطر کوتاهی های ما خدای متعال به ما پاداش بدهد، یادمان می آید که ما سر سفره ی کریم بوده‌ایم دیگر، می گوییم حالا ما که معترف هستیم به اسائه، معترفیم به تقصیر، معترفیم به اضاعه و ضایع کردن، امّا از بنده چه می آید؟ از یک آدم ضعیفِ بی معرفتِ حقیر و کوچکی مثل ماها چه بر می آید؟ امام(علیه السّلام) دارند این را به ما آموزش می دهند، این ادب بندگی ، این عذرخواهی است.
صفحه: 2 از 4 (صفحه بعد)

اشتراک گذاری
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

جستجو
جستجو